سلام دوستان. باید زودتر از اینا میومدم و اطلاع رسانی میکردم٬ اما افسوس که چند روز اصلن اینترنت شده بود بسان دیوار برلین که نمشید ازش رد شد. بعدش که میشد ازش رد شد بلاگفا دروازه رو بسته بود و از اون بیرون بهمون میخندید. خنده ش که تموم شد مصادف شد با تموم شدن اکانت اینترنت ما و من به این می اندیشیدم که اینا اصلن حرام و حلال سرشون میشه؟ ماهانه داریم شارژ میدیم که رو اعصابمون تخته شلنگ بزنن؟تکلیف این همه گیگ که رو دستمون مونده چی میشه؟ شیطونه داشت میگفت که اصلن بساط رو بهم بریزم و برم به سراغ تلگراف و چاپار و اینا و منت هیچ صاحب منصبی رو نکشم. اما مثل اینکه دوباره راه افتاد٬ اگرچه سرعتش به دایال آپ ده سال پیش هم نمیرسه اما در این وانفسا٬ از گوسفند یه کرک کندن غنیمته!

خلاصه اینکه باید به شما عزیزان زودتر اطلاع میدادم که مدتیه به مرخصی رفتم تا خودمو برای امتحان دستیاری آماده کنم. البته بزرگان سازمان که مرخصی نمیدادن و درخواست اونو چیزی درحد محاربه با امام زمان میدونستن. اما اینجانب با ترفندهای پیچیده بالاخره تونستم اینکارو بکنم٬ محاربه با امام زمانو نمیگم منظورم گرفتن مرخصی بود. با گفتن این جمله به مدیرکل که" من نمیام هرکار دوست دارید بکنید!"

ترفند پیچیده ای بود مگه نه؟ حالا از شما هم درخواست میکنم تا با مرخصی مجازی اینجانب تا پنجم اردیبهشت ماه جلالی موافقت بفرمایید. قول میدم بعد این تاریخ با دستانی پر برگردم. بازم قول میدم که دیگه امسال آرمان گرایی نکنم و هر رشته ای شد بزنم و برم. پیشاپیش سال نو رو به همه ایرانی های عزیز تبریک میگم و فقط آرزوی روزهای معمولی و بی دغدغه رو برای همه دارم تا متهم به داشتن آرزوهای دست نیافتنی نباشم.