آبراهام لینکلن!
از دیشب تا حالا دارم به یه ماموریت غیرممکن فکر میکنم. به یه جاهایی هم رسیدم. البته هیچکی اینقدر ساده نیست که این ماموریتو به من محول کنه. اما بالاخره آدم باید آمادگی خودشو در هر حال حفظ کنه.
فکرم اینه که چطور میشه "ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن" رو غرق کرد؟ جالبه نه؟ چی ... احمقانه ست؟ خب خیلیها مثل شما فکر میکنن. میگن این ناو برای خودش یه ارتش بسیار مجهزه و کمتر ارتشی در دنیا قدرت ایستادگی در برابرشو داره. حالا راجع به قابلیتهاش میگم٬ اما من طور دیگه ای به قضیه نگاه میکنم.
میگن طرف داشت ماست میریخت تو دریا٬ بهش گفتن چیکار میکنی؟ گفت: دارم دوغ درست میکنم. گفتن مگه میشه؟ گفت نمیشه اما اگه بشه چی میشه! حالا منم میگم غرق کردن رفیق آبراهام کار غیرممکنیه٬ اما اگه بشه این کارو کرد٬ یعنی یه ارتش تا بن دندان مسلح طی چند دقیقه نابود شد! چی از این بهتر؟

یه ناو عظیم که حدود سیصد متر طول داره با پنج هزار خدمه و هشتاد هلی کوپتر و جنگنده سوپرهورنت. سیستم سونار ایجیس که حتی میتونه ماهواره ها رو ردیابی کنه و هدف قرار بده. به اینا اضافه کنید موشکهای کروز تام هاوک که تا ۲۵۰۰ کیلومتر برد دارن و نقطه رو میزنن. درست شنیدید٬ اینا همش داخل این ناو تعبیه شده! اونوقت کی جرات میکنه بهش نزدیک بشه٬ تا چه برسه بهش حمله کنه؟
اما ما یه استراتژی برای مقابل باهاش داریم و اونم استراتژی ازدحام است! یعنی تا اونجا که میتونیم با قایق های تندرو مجهز به دماغه های انفجاری و موشک های ساحل به دریا و شناورهای سطحی و زیرسطحی اونو احاطه میکنیم تا سیستم های ردیاب ناو کاملا اشباع بشن. اونوقت نوبت موشک سجیل هست که با سرجنگی یک تنی و سرعت دو ماخ به عرشه آبراهام بخوره و فریادشو به هوا ببره! میگن حتی اگه سرجنگی سجیل حامل ماده منفجره نباشه٬ انرژی جنبشی حاصل از برخورد جسم یک تنی با این سرعت سرسام آور بقدری زیاده که میتونه یه رزمناو کوچیکو از وسط نصف کنه. حالا اگه سرجنگی محتوی یک تن ماده منفجره c4 باشه که دیگه یه جهنم واقعی درست میشه.
به نظرتون این تئوری عملیه؟ قصد سیاه نمایی ندارم اما من که چشمم آب نمیخوره. اما خود آمریکایی ها میگن که عملیه. حالا هم برای مقابله باهاش یه سامانه جدید سفارش دادن تا روی ناوهاشون نصب کنن و بتونن حملات متعدد همزمان رو دفع کنن. در حال حاضر فقط قادر به دفع بیست و هشت حمله همزمان هستن. تا شش ماه دیگه این سامانه آماده میشه. پس ما وقت زیادی نداریم. یا باید زودتر انگولک کنیم تا حمله کنن یا اینکه یه فکر اساسی کنیم. چون تئوری ازدحام دیگه بعد از شش ماه جواب نمیده.
کاری که من از دیشب تا حالا دارم انجام میدم همین فکر اساسیه. مشکل اینجاست که همه فکر میکنن باید اونقدر به رزمناو آسیب وارد کنن تا غرق بشه٬ در حالیکه میشه با غرق کردنش حداکثر آسیب رو بهش وارد کرد! راستی اگه قرار باشه روسها این ماموریت خفن رو انجام بدن چیکار میکنن؟ خب واضحه! روسها یه نوع موشک دارن که بدون برخورد با ناو اونو از وسط نصف میکنه. هر چی هم ناو بزرگتر باشه بهتر جواب میده. میدونید چطوری؟ حالا میگم.
توزیع وزن در ناوها طوریه که دو انتها خیلی سنگینتر و مستحکم تر از وسط هستن. بنا به دلایل تاریخی! یعنی اگه یکی پیدا بشه و بتونه دکل کشتی رو بگیره و اونو از روی آب بلند کنه٬ کشتی از وسط به دو قسمت میشه. این دقیقا کاریه که این موشک انجام میده. البته فکر نکنید که واقعا اونو از جاش بلند میکنه چون هیچ انفجاری نمیتونه این جرم ثقیل چندصد هزار تنی رو حتی یک سانتی متر از جاش بلند کنه. در واقع با یه مکانیسم هوشمندانه اینکارو میکنه. یعنی این موشک به شکل اژدر ساخته شده که زیر آب حرکت میکنه و وقتی به یه فاصله معین از زیر ناو رسید منفجر میشه. اونوقت در مدت زمان بسیار کوتاهی حجم زیادی گاز تولید میکنه که مقداری از اون در آب حل میشه و چگالی اونو کم میکنه. این حباب عظیم گازی تولید شده به سرعت به سمت ناو حرکت میکنه و اونو در بر میگیره. برای چند ثانیه ناو از آب فاصله میگیره و بعد محکم کوبیده میشه به سطح آب و از وسط نصف میشه. به همین سادگی! ای کاش ما این موشکو داشتیم٬ اما نداریم. کسی هم حاضر نیست اینو به ما بفروشه٬ چون در اینصورت دیگه هیچ ناو هواپیمابری روی آب وجود خارجی نداشت.
اما در سال تولید ملی چرا خودمون دست بکار نشیم؟ الان من دست بکار شدم. یه آزمایش ترتیب دادم و نتایج رو تحلیل کردم. همونطور که میدونید وقتی یه جسم رو داخل سیال قرار بدیم٬ فقط وقتی چگالی جسم کمتر از سیال باشه٬ روی اون شناور میمونه. حالا اگه به هر دلیل چگالی سیال افت کنه٬ جسم داخل سیال فرو میره. کاری که من کردم این بود که ظرف استیل حاوی مایع تیره رنگ رو روی سطح آب شناور کردم که عکسشو میبینید. تقریبا شبیه رزمناو آبراهام لینکلنه! البته رنگشو میگم. حالا گیر ندین٬ در مثال مناقشه نیست. در مرحله بعد فلکه گاز رو باز کردم و جریان گاز طبیعی از کف سطل به بالا اومد. مقداری از گاز که داخل آب حل شد٬ چگالی اونو کم کرد و فقط طی پنج ثانیه ظرف استیل به داخل آب فرو رفت.

بنابراین بدون ایجاد انفجار و فقط با رها کردن حجم زیادی از گاز طبیعی میتونیم یه دام درست کنیم که هیچ سامانه ای هم قادر به تشخیصش نیست. اصلا میتونیم کف تنگه هرمز رو لوله کشی کنیم. مگه چند کیلومتره! حدود چهل کیلومتر. شیش ماه فرصت داریم. هر پونصد متر هم یه شیر فلکه میذاریم٬ هر وقت آبراهام تصمیم گرفت از تنگه رد بشه٬ شیر فلکه ها رو تا آخر باز میکنیم. از این شیر فلکه های عظیم الجثه که پشت ویترین بازار شیرآلات میدون توپخونه هست. راستش هر وقت گذرم به اونجا میافته محو تماشا میشم. مگه قیمتش چقدره؟ هرچی باشه ارزششو داره که یه ناو عظیم ده هزار میلیارد تومانی رو ببریم کف دریا. هیچکی هم نمیفهمه کار ما بود. میتونیم مدعی بشیم مثلث برمودا یه شعبه اینجا زده٬ یا امدادهای غیبی بالاخره یه جا به داد ما رسیده! مردم منطقه هم که اینجور خرافات رو بهتر از واقعیات میپذیرن! حالا از من گفتن بود٬ طبق آزمایشاتم این طرح عملیه.
خب این مشکل حل شد رفت برای خودش. اگه مشکل عمده دیگه ای دارید ایمیل بفرستید در اسرع وقت رتق و فتق کنیم! اما خواهشا مشکلات رنگ و بوی مرغی نداشته باشه که حل کردنش کار رئیس جمهور هم نیست. حالا برم بخوابم تا بیشتر از این توهم نزدم!
مطالب درج شده در این وبلاگ بر گرفته از زندگی روزانه افرادی می باشد که با آنها سروکار داریم. تمامی نامها مستعار می باشد. اگر به نام مکانی اشاره شده واقعی است. هر گونه تشابه با ماجراهایی که قبلا شنیده اید ممکن است اتفاقی باشد.