کلافه!
نمیدونم چرا اینقدر آمار طلاق داره بالا میره. همینطور که آمار مراجعین ما زیاد میشه نسبت موارد طلاق هم افزایش داره. امروز که دیگه آمارش از دستم در رفت. فکر میکنم یه مدت دیگه آمار طلاق از ازدواج سبقت میگیره. (اگه این اتفاق تا حالا نیافتاده باشه) جدا جای تاسف داره. بعضیهاشون خیلی ساده هستن. واقعا دلم میسوزه براشون.
طبق روال مرسوم از دخترخانم کم سن و سال میپرسم آخرین باری که رابطه زناشویی داشتید کی بوده؟
ــ امروز صبح!
ــ امروز صبح! مطمئنی؟
ــ بله. توی اتاق رئیس دادگاه!
ــ جل الخالق! جا قحط بوده. خود رییس دادگاه کجا بود؟
ــ همونجا بود. چه اشکالی داره مگه؟
ــ اصلا میدونی منظورم از رابطه زناشویی چیه؟
ــ آره! همدیگه رو دیدیم و حرف زدیم.
ــ با رئیس دادگاه هم حرف زدی؟
ــ آره!
ــ یعنی باهاش رابطه زناشویی داشتی؟
ــ نه اون که بهم محرم نبود.
ــ اصلا ولش کن. ببخشید اشتباه کردم. بیرون منتظر باش نامه ت آماده بشه.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 13:53 توسط آرش
|
مطالب درج شده در این وبلاگ بر گرفته از زندگی روزانه افرادی می باشد که با آنها سروکار داریم. تمامی نامها مستعار می باشد. اگر به نام مکانی اشاره شده واقعی است. هر گونه تشابه با ماجراهایی که قبلا شنیده اید ممکن است اتفاقی باشد.