!take it easy
از پشت شیشه به داخل پذیرش نگاه میکنم. سه تا دختر با حال نزار کنار هم نشستن. هر سه تا گردنبند طبی دارن و از شدت درد زیاد نمیتونن حرکت کنن. سه تا پسر همسن و سال خودشون دور و برشون میپلکن. واسشون آب میوه میارن حرفای خنده دار میزنن تا دردشون یادشون بره.
کارمند باتجربه ما میره تو نخشون. به من میگه:
ــ دکتر! اینا هیچ نسبتی با هم ندارن. دوست دختر دوست پسرن. حالشونو بگیرم؟
ــ به ما ربطی نداره. به کار خودتون برسین.
سه تایی میان پیشم. میگن شیش تایی سوار یه پژو ۲۰۶ بودن. اینکه چطور جا شده بودن نمیدونم. احتمالا ام پی تری نشسته بودن. صدای موزیک بلند و حرکات موزون تو یه وجب جا. شب تاریک و جاده پر پیچ و خم. با جاده کورس گذاشته بودن. جاده می پیچید اونا می پیچیدن. بالاخره یه جا جاده پیچید اونا نپیچیدن!

یک ماه بعد برای بستن پرونده اومده بودن. سه تایی. دیگه خبری از دوست پسراشون نبود. یکیشون اصرار عجیبی داشت که گواهی پروپیمونی واسش بنویسم. داشت باهام چونه میزد. بعد که ناامید شد بهم گفت:
ــ پس لطف کن واسه این دوستم بیشتر بنویس. آخه نون آور خونه هست. پدرش از کارافتاده هست. چشم خونواده به اینه. الان یک ماهه که از کار و کاسبی افتاده.
به دوستش نگاه میکنم. لباس مرتب و منظمی داره. هفت قلم آرایش داره و فقط لباس عروس کم داره. بهش نمیاد اهل کار و کاسبی باشه. اونم سرپرست خانوار!
ــ شغلت چیه؟
ــ بیکارم.
ــ پس چطور نون سر سفره خونواده میبری؟
ــ با یه آقایی دوستم. اون خرج مارو میده.
ــ اون آقا که بیکار نیست؟
ــ نه بازاریه!
شاید فکر کنید که متاسف شدم. اما اینطور نیست. چون این لااقل یه درآمدی داره. یه آب و رنگی داره که میتونه منبع درآمدش باشه. درسته که زیاد نمیشه روش حساب کرد. درسته که مدت زیادی نمیتونه چرخ زندگی رو بچرخونه. اما به هر حال دارن زندگی میکنن. خیلیها هستن که حتی اینکارو نمیتونن بکنن.
اینو وقتی فهمیدم که شنیدم یه "تن فروش" گریه میکرد که دیگه کمتر کسی حاضره بابت تن فروشی بهش پول بده. چون دست زیاد شده. چون زیاد شدن کسانی که برای پول اینکارو نمیکنن. پس این دختر باید خوشحال باشه چون هنوز افرادی هستن که باهاش معامله کنن. به همین خاطر براش متاسف نیستم.
مطالب درج شده در این وبلاگ بر گرفته از زندگی روزانه افرادی می باشد که با آنها سروکار داریم. تمامی نامها مستعار می باشد. اگر به نام مکانی اشاره شده واقعی است. هر گونه تشابه با ماجراهایی که قبلا شنیده اید ممکن است اتفاقی باشد.